سلام به دوستان و عزیزان و خواهر، برادران عزیز و بزرگترهایی که وجودشان به زندگیمان گرمی میبخشد و به تمام معلمان عزیزم که امسال بام نبودند و جای خالیشان را در کلاس درس با تمام وجودم احساس کردم سلام
، بازم سلام به معلمان جدیدم که با تمام عشق و احساس مسولیت حقشون و ادا کردن
ممنونم .خیلی ممنونم .![]()
به خصوص به کسانی سلام می کنم که با تمام تلاش خواستند با هر کار که شده منو از زندگیم و از معلمان عزیزم و دوسام بزنن اما من از دسشون ناراحت نیستم بلکه واسشون متاسف وخیلی هم ازشون ممنونم که با این کارهاشون فهماندند که به هر کسی نباید دوست گفت بعضی ها اصلا لیاقت انسان بودن و نداردند چطور میشه بهشون دوست گفت . حتی فکرش و هم نمیکردم که روزی این جور آدم هایی هم بتونن در زندگیم تاثیر بزارن اون هم اثرات مثبت ![]()
![]()
به یاد یکی از تلخ ترین خاطراتت زندگیم افتادم که در آخرای اردیبهشت ماه ۸۷روز چهارشنبه اتفاق افتاد. بدترین روز زندگیم بود در آن روز معنی یک معلم واقعی و دلسوز رو فهمیدم هنوز هم باورم نمیشه که چطور میشه کسی آن قدر صبور باشه که هر چی بد و بیراه بهش بگی اما اون یک لبخند پر از محبت تحویلت بده .در آن روز از صمیم قلبم اشک ریختم هم به بزرگی کسی هم به بد بختی کسی.![]()
بگزریم چون میدونم اگه من شروع بشم دیگه شما ها حوصلتون سر رفته
اما دلم می خواد حتی یک بار که شده بتونم شکر گذار زحماتش باشم چون او بود که منو از خواب غفلت بیدار کرد نه با گفتن بلکه با رفتارش . او بود که شخصیتم و ساخت و من تموم عمرم مدیون او خواهم ماند![]()
![]()
![]()
من به معلمم عشق میورزیدم عشقی به معنای واقعی، عشق به همان پاکی به همان زیبایی که خدا آفریده بدون هیچ غرض .ما هستیم که معنای عشق رو فراموش کردیم. اهمییت و معنای آن را پست و حقیر کردیم که دیگر کسی از این که ابراز محبت به کسی کند می ترسد ،می ترسد از اینکه مبادا اطرافیانش دربارهاش بد فکر کنن جرات نمیکند به معشوقش بگوید که عاشق و شیدا ی توام.میترسد از این که نکنه در جامعه تحقیر و کوچک شمرده شود.نه، عشقی که خدا در وجود انسان نهاده این نیست .عشق بالاتر از اوج آسمان هاست عمیق تر از اقیانوس ها ، پاک تر از آب زلال ، همین که این کلمه به زبونمون مییاریم سراپا شور و اشتیاق میشویم.عشق به روح و وجود انسان طراوت و پاکی می بخشد نه این که او را در چاه هوا وهوس بیندازد .عشق انسان را در درون بزرگ میکند نه این که او را در خود بشکند.عشق عبادت است ،به خدا نزدیک میکند نه به گناه.![]()
![]()
آنچه ما از عشق تعبیر می کنیم یک احساس زود گذر بیش نیست .کاش لوح سفید قلبمان همیشه سفید باشه تا بتوانیم در برابر خدا هم رو سفید بشیم. کاش همه ی ما جوون ها بتوانیم این قسمت از زندگیمان که پر از دغدغه و احساسات جدید است به همان پاکی که خدا میخواهد بگذرونیم.وقتی که به آن درجه قرب رسیدم می فهمیم که به چه احساس پوچی عشق نامیده بودیم. کاش عشق واقعی نصیب همه ی ما بشه...![]()
![]()
![]()
هر چه از این عشق بگیم تموم نمیشه پس بهتره همین جا تمومش کنیم.![]()
![]()
![]()
خلاصه ممنون همه ی دوستان و معلمام هستم که در این سال تحصیلی تا می تونستن کمکم کردن ![]()
شما دوستان اینترنتی هم به بزرگی خودتون ببخشید که نتونستم به وبلاگهاتون سر بزنم و نظر بدم اما مطمنم که همه ی مطالبتون خیلی خوب بوده چون با ید نویسنده خوب باشه تا مطلب خوب از آب در بیاد تازه دوستای منم که هستین باید آبرومو حفظ کنین.![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
امروز آخرین امتحانم و دادم خیلی خوشحالم میخواستم با شما جشن بگیر.![]()
![]()
![]()
پس بیاین همه با هم کیک بخوریم .![]()
![]()
![]()

تعارف نکنین کیک خوردن تو باغ مزه ی خودشو داره ![]()
![]()
![]()
![]()
نوش جون![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
راستی اگه میوه خواستین می تونین از تو قالب بگیرین تعارف نکنین ![]()
![]()
![]()
![]()
![]()








![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
«میخور که جهان حریف جوی است»
|
میخور که جهان حریف جوی است |
آفاق ز سبزه تازه روی است |
|
بر عیش زدند ناف عالم |
اکنون که بهار نافه بوی است |
|
از زهد کنار جوی کاین وقت |
وقت طرب و کنار جوی است |
|
شو خوانچه کن و چمانه در خواه |
زان یوسف ما که گرگ خوی است |
|
گرگ آشتی است روز و شب را |
و آن بت شب و روز جنگجوی است |
|
خاقانی گفت خاک اویم |
جان و سر او که راست گوی است |
|
گفتی ز سگان کیست افضل |
گر هست هم از سگان اوی است |
خاقانی
![]()

![]()
ادامه مطلب

فجر صادق انقلاب 


























































فاصله شب تاریك حكومت طاغوت، تا صبح روشن فجر صادق انقلاب، ده روز خدایى بود، شبهایش همه شب قدر، آرى ... " دهه فجر"
پس از آن ده روز، سپیده روشن" جمهورى اسلامى" دمید.
" كلمهالله" بر فراز زمان جاى گرفت و آن روز بزرگ، یكى دیگراز "ایام الله" ماندگار تاریخ شد.
كاخهایى كه به قیمت ویرانى كوخها برپا شده بود، به دست كوخ نشینان سقوط كرد و محشرى عظیم از اراده مومنان مصمم و مشیت تحول آفرین خدا پدید آمد. دیو گریخته بود كه فرشته در آمد.
امام، در پیام خدایىاش و با دم مسیحایىاش در شهیدآباد " بهشتزهرا" ، در" صور انقلاب" دمید و مردم را در عرصات حق و محشر نهضت، جان بخشید.
آن ده روز فجر آفرین، از ده قرن هم پربارتر بود و 22 بهمن، اوج آن موجهاى خونین و موج آن شطهاى خروشان بود.
بارى... " صبح صادق" انقلاب بود و فجر ایمان از مشرق مكتب سرزده بود كه به " نماز عشق" ایستادیم. با وضویى از خون دهها هزار شهید، برسجاده صدق نشستیم و پیشانى اخلاص بر مهر تعبد نهادیم و دل به "ولایت" سپردیم.
همین كه خواستیم ذكر استقلال و آزادى بر" زبان انقلاب" جارى كنیم، شیاطین سربرداشتند و تیغ كینه بركشیدند و بذر فتنه كاشتند. " ناكثین" ، سوار بر "جمل قدرت طلبى" ، در بصره بىبصرى فتنه به پا كردند. " قاسطین" ، دیگر بار " صفین" را پدید آوردند و صف حق و باطل برابر هم ایستاد و "مارقین" نیز در " نهروان خیانت" از پشت خنجر زدند. بازرگانان، تهی دست ازبازار برگشتند و كالاى "آزادى" شان قلابى از آب در آمد و روى دستشان باد كرد. شیادان و مزدورانى كه سنگ " توده" و "خلق" را به سینه مىزدند، به دست همان توده و خلق، سنگسار شدند ونفاقشان علنى و مشتشان باز شد.
در این همه سال كه برما گذشته است، " فجر پیروزى" با " شبكین توزى" درگیربوده و حق و باطل، هنوز هم به نوعى دیگر دربرابرهم صف آراستهاند. در این سالهاى پرفراز و نشیب، با همه وجود، غربت حسین(ع) و مظلومیت على(ع) را حس كردیم و میدان احد ومعركه صفین و صحنه كربلا بارها برایمان تكرار شد.
با نفاق و كفر جنگیدیم و احزاب مهاجم را تا آن سوى "خندق پیروزى" عقب راندیم. پرچم شرق و غرب را از بام تزویر به زیركشیدیم. و... دراوج قدرت، از پشت خنجر خوردیم و در نهایت تنهایى و مظلومیت، تنها خداى یكتا دلمان را گرم و عزم ما را جزم مىكرد و به آینده امیدوارمان مىساخت.
در تمامى این مراحل، پیر و مراد ما، همچون نوح، كشتیبان انقلاب در امواج توطئهها بود و با بصیرتى الهى "راه" مىنمود و براى"رهروان" از میان آن همه خطرها "معبر" مىگشود.
دردمندانه به سوك امام امت(ره) نشستیم و پس از آن پیر، با مولاى جدیدمان پیمان ولایت بستیم، ولى دشمن، جبهه جدیدى بر ضد انقلاب گشود كه رهبر انقلاب، از آن با " شبیخون فرهنگى" یاد كرد.
افعىهاى خفته در لابه لاى جراید ومجلات، به نیش زدن و سمپاشى پرداختند.
محور عملیات دراین نبرد، مدرسهها، خانهها، مطبوعات، فیلمها، جشنوارهها، ماهواره و اینترنت، القائات برخى استادان دردانشگاه، نشر و پخش رمانهاى مبتذل وخانمان سوز، اشاعه بىدینى وسكولاریسم، قداست زدایى از مقدسات و توهین به باورهاى دینى اینامت بود. مىخواستند عناصر فرارى و مرده و فسیل شده را دوباره زنده كنند و ابوسفیانهاى كینه توز را به صحنه آورند.
حادثههاى تلخى داشتیم. و فراز و فرودهاى شگفت، عبرت آموز وروشنگر بر این امت شهید داده گذاشت.
اینك، ماییم و "انقلاب اسلامى" ، كه یادگار امام راحل است.
ماییم و رهبرى كه درخروش و خلوص و درایت و صلابت، "خلف صالح" امام امت است.
ماییم و نسلى پویا، كه هم "آماج فتنهها" ست و هم " ذخیرهانقلاب."
ماییم و یك جهان دشمن، كه در قالب " نظامهاى استكبارى" شكل گرفته است.
ماییم و یك جهان دوست، كه در مبارزات ضد استكبارى و حق طبانه ملتهاى مظلوم، متجلى است و همه چشم به "ام القرى ایران" دوختهاند و تشنه معارف ناب مكتب اهلبیت علیهم السلام اند.
ماییم و جنگ فرهنگها در عصرحاضر و تلاش گسترده " وهابیتآمریكایى" بر ضد "اسلام ناب محمدى" .
ماییم و جبهههاى متعدد گشوده در برابر انقلاب، در ابعاد سیاسى، نظامى، فرهنگى و اقتصادى، كه این مرحله، بیش از گذشته،"بصیرت" و "هوشیارى" و "آمادگى" و "پیام رسانى" و" تبیین" مىطلبد.
ما امروز هم، گرفتار مشكل "صدا" درجهان شلوغى هستیم كه دروغهاى نشسته برامواج صوتى و تصویرى، عرصه را بر تابش و جلوه حق، تنگ ساخته است.
چشم و گوش انقلاب، باید بسیار تیزبینتر و حساستر باشد، تا هم فتنهها را در قالبهاى جدیدش بشناسد و هم دروغها، تحریفها، شایعات و غوغا افكنىها و فتنهانگیزىها، فرزندان انقلاب و نسل دوم جمهورى اسلامى را از "جلوه ناب دین" غافل نسازد.
اگر ما پیمان نشكنیم و عوض نشویم، نه بیم شكست انقلاب هست، نه خوف سست شدن بنیانهاى آن.
رسالت رساندن این نهضت به "عصرحضور" و سپردن آن به دست"خورشید عصر غیبت" ، بر دوش ماست.
جبهه انقلاب و پیمان بستگان با آرمان دهه فجر، باید بیش ازاین " تلاش و تحرك و همبستگى نشان دهند."
جواد محدثى


ادامه مطلب







« السلام ، السلام»


|
|
|
ای که پاینده شد ، از تو دین خدا |
|
از کعبه شد جدا سیدالشهداء |
|
به قربانگاه عشق، میرود از منا |
|
|
|
نور چشم علی ، همتای مجتبی |
|
السلام ، السلام ، بر تو ای کربلا |
|
ای که پاینده شد ، از تو دین خدا |
|
|
|
یار همراز او ، قهرمان زینبش |
|
همگامی با وفا ، در نماز شبش |
|
همناله ، همنوا ، در هنگام دعا |
|
|
|
ای که پاینده شد ، از تو دین خدا |
|
آماده کن بستر ، بر سبط پیغمبر |
|
راهت گل افشان کن ، در مقدم اکبر |
|
|
|
رقیه مهمان است ، منزل کن مهیا |
|
السلام ، السلام ، بر تو ای کربلا |
|
ای که پاینده شد ، از تو دین خدا |
|
|
|
ای خاک تو مهر ، نماز مصلین |
|
داری عجب آبی ، آب حیات است این |
|
آید لب فرات ، یک تشنه لب سقا |
|
|
|
ای که پاینده شد ، از تو دین خدا |
|
ای ماه محرم ، ماه خون و شمشیر |
|
ای روز عاشورا ،تو روز عشق و تکبیر |
|
|
|
گلگون ز شهیدان ، شد بهشت زهرا |
|
السلام ، السلام ، بر تو ای کربلا |
|
ای که پاینده شد ، از تو دین خدا |
|
هر مکان کربلاست ، هر زمان عاشوراست |
|
رشته مهر او ، رمز وحدت ماست |
|
|
|
«حجت بن الحسن» ، گرید در این عزا |
|
السلام ، السلام ، بر تو ای کربلا |
|
|
"حبیب چایچیان"
ادامه مطلب

مراسم بعد از خطبه غدیر پيامبر 

چگونگي بيعت مردان 



با پايان يافتن خطابه پيامبر اكرم، مردم به سوى پيامبر(صلي الله عليه و آله)و امير المؤمنين(عليهالسلام) هجوم آوردند، و با ايشان به عنوان بيعت دست مىدادند و تبريك و تهنيت مىگفتند.
پيامبر اكرم(صلي الله عليه و آله) دستور دادند تا دو خيمه بر پا شود. در يكى خود نشستند و به اميرالمؤمنين (عليه السلام) دستور دادند تا در خيمه ديگر بنشينند. مردم دسته دسته در خيمه پيامبر (صلي الله عليه و آله) حضور مىيافتند و پس از بيعت و تبريك به خيمه اميرالمؤمنين (عليهالسلام) مىآمدند و به عنوان امام و خليفه بعد از پيامبرشان با حضرتش بيعت مىكردند و با لقب «اميرالمؤمنين» بر آن حضرت سلام مىكردند، و اين مقام والا را تبريك و تهنيت مىگفتند. برنامه بيعت و تهنيت تا سه روز ادامه داشت و حضرت اين مدت را در منطقه غدير اقامت داشتند.
مسئله جالب در اين بيعت آن است كه كسانى كه در غدير پيش از همه با اميرالمؤمنين بيعت نمودند و خود را از ديگران جلو انداختند؛ زودتر از همه بيعت خود را شكستند و پيمان خود را زير پا گذاشتند.
در تاريخ آمده كه خليفه دوم بعد از بيعت، اين كلمات را بر زبان مىراند: «افتخار برايت باد، گوارايت باد، اى پسر ابى طالب! خوشا به حالت اى اباالحسن، اكنون مولاى من و مولاى هر مرد و زن مؤمنى شدهاى»!!!


چگونگي بيعت زنان با اميرالمومنين 



از طرف ديگر، پيامبر (صلي الله عليه و آله) دستور دادند تا ظرف آبى آورده و پردهاى بر روى آن زدند. اميرالمؤمنين(عليه السلام) دست خود را در ظرف آب نهاده و زنان در سوى ديگر پرده با قرار دادن دست خود در ظرف آب، با آن حضرت بيعت كردند.
يادآورى مىشود كه حضرت صديقه طاهره فاطمه زهرا (عليهاالسلام) در غدير حضور داشتند، و كليه همسران پيامبر (صلي الله عليه و آله) نيز در آن مراسم حاضر بودند.


عمامه سحاب پيامبر



در اين مراسم، پيامبر اكرم(صلي الله عليه و آله) عمامه خود را كه «سحاب» نام داشت، به عنوان تاج افتخار بر سر اميرالمؤمنين (عليه السلام) گذاشتند و انتهاى عمامه را از پشت سر بر دوش آن حضرت قرار دادند.
.
Original Video- More videos at TinyPic
ادامه مطلب


السلام ، السلام ، بر تو ای کربلا 