تبليغاتX
دوستانه
دوستانه

این هم طرح گرافیتی اسمم جالب نه                                                                                                                           

 




نوشته شده در تاريخ جمعه چهارم مرداد 1387 توسط ســیـده فـــاطــمـــه بـــتـــول رضـــوی



روزی خواهم آمد و پیامی خواهم آورد
در رگ ها نور خواهم ریخت
و صدا در داد ای سبدهاتان پر خواب سیب آوردم سیب سرخ خورشید
خواهم آمد گل یاسی به گدا خواهم داد
زن زیبای جذامی را گوشواری دیگر خواهم بخشید
 کور را خواهم گفتم : چه تماشا دارد باغ
 دوره گردی خواهم شد کوچه ها را خواهم گشت جار خواهم زد : ای شبنم شبنم شبنم
رهگذاری خواهد گفت : راستی را شب تاریکی است کهکشانی خواهم دادش
روی پل دخترکی بی پاست دب کبر را بر گردن او خواهم آویخت
هر چه دشنام از لب خواهم برچید
 هر چه دیوار از جا خواهم برکند
رهزنان را خواهم گفت : کاروانی آمد بارش لبخند
ابر را پاره خواهم کرد
 من گره خواهم زد چشمان را با خورشید ‚ دل ها را با عشق سایه ها را با آب شاخه ها را با باد
و به هم خواهم پیوست خواب کودک را با زمزمه زنجره ها
 بادبادک ها به هوا خواهم برد
 گلدان ها آب خواهم داد
خواهم آمد پیش اسبان ‚ گاوان ‚ علف سبز نوازش خواهم ریخت
مادیانی تشنه سطل شبنم را خواهم آورد
خر فرتوتی در راه من مگس هایش را خواهم زد
خواهم آمد سر هر دیواری میخکی خواهم کاشت
پای هر پنجره ای شعری خواهم خواند
هر کلاغی را کاجی خواهم داد
 مار را خواهم گفت : چه شکوهی دارد غوک
آشتی خواهم داد
 آشنا خواهم کرد
راه خواهم رفت
 نور خواهم خورد
 دوست خواهم داشت

                                منبع  : شعرهای زیبا( تو لینک هست  میتونی بری )                       




نوشته شده در تاريخ جمعه چهارم مرداد 1387 توسط ســیـده فـــاطــمـــه بـــتـــول رضـــوی



 

           « امام علی(ع) هم اجاره نشین  بود»

                             مسکن 

الگوی رفتاری امام علی(ع) در امر مسکن

 

1) پرهیز از سكونت در خانه هاى مجلّل

 خانه ساده در كوفه

پـس از جـنـگ جـمـل بـا مـشورت هاى فراوان تصویب شد كه حضرت امیرالمؤ منین على علیه السّلام در شهر كوفه مستقر شود،بـزرگـان كـوفـه قـصـر سـفـیـدى در نظر گرفتند كه امام على علیه السّلام را در آنجا سكونت دهند تا به امور حكومتى بپردازد، وقتى حضرت امیرالمؤ منین على علیه السّلام متوجّه این حركت كوفیان شد، فرمود" :مـن حـاضـرنـیـسـتـم تـا دیـوار خـانـه ام از دیـوار مـنـازل بیچارگان بالاتر و خانه ام از خانه مستمندان بهتر باشد" (1)

بـنـابـراین درخانه هاى معمولى كوفه سكونت گزید وبه كشور پهناور اسلامى آن روز كه امروزه حدود پنجاه كشور اسلامى است فرمانروائى مى كرد.

2)برخورد قاطعانه با خیانت كارگزاران

 اعتراض به خانه گران قیمت یك فرماندار

 امـام عـلى عـلیه السّلام تاشنید كه شریح قاضى (یكى از كارگزاران امام ) خانه گران قـیـمـتـى خرید با او برخورد كرد و نامه تندى به او نوشت و او را از زندگى اشرافى پرهیز داد.

بـه مـن خبر دادند كه خانه اى به هشتاد دینار خریده اى، و سندى براى آن نوشته اى، و گواهانى آن را امضا كرده اند.

شـریـح گـفـت : آرى اى امیرمؤ منان، (2) امام علیه السّلام نگاه خشم آلودى به او كرد و فرمود:"اى شـریـح ! بـه زودى كـسـى بـه سـراغت مى آید كه به نوشته ات نگاه نمى كند، و از گواهانت نمى پرسد، تا تو را از آن خانه بیرون كرده و تنها به قبر بسپارد.

اى شـریـح ! انـدیـشـه كـن كـه آن خـانـه را بـا مـال دیـگـران یـا بـا پول حرام نخریده باشى ، كه آنگاه خانه دنیا و آخرت را از دست داده اى .اما اگر هنگام خرید خانه، نزد من آمده بودى، براى تو سندى مى نوشتم كه دیگر براى خرید آن به درهمى یا بیشتر، رغبت نمى كردى و آن سند را چنین مى نوشتم :

 این خانه اى است كه بنده اى خوار شده، و مرده اى آماده كوچ كردن، آن را خریده، خانه اى از سـراى غرور، كه در محلّه نابودشوندگان، و كوچه هلاك شدگان قرار دارد، این خانه به چهار جهت منتهى مى گردد.

یـك سـوى آن بـه آفـت هـا و بلاها، سوى دوّم آن به مصیبت ها، و سوى سوم به هوا و هوس هـاى سـسـت كـنـنـده، و سوى چهارم آن به شیطان گمراه كننده ختم مى شود، و درِ خانه به روى شیطان گشوده است .

ایـن خـانـه را فـریب خورده آزمند، از كسى كه خود به زودى از جهان رخت برمى بندد، به مبلغى كه او را از عزّت و قناعت خارج و به خوارى و دنیاپرستى كشانده، خریدارى نموده است.

هـرگـونـه نـقـصى در این معامله باشد، بر عهده پروردگارى است كه اجساد پادشاهان را پوسانده، و جان جبّاران را گرفته، و سلطنت فرعون ها چونكسرى ) و (قیصر) و (تُبّع ) و (حمیر را نابود كرده است . و آنـان كه مال فراوان گرد آوردند، و بر آن افزودند، و آنان كه قصرها ساختند، و محكم كارى كردند، طلا كارى نمودند، و زینت دادند، فراوان اندوختند، و نگهدارى كردند، و به گـمـان خـود بـراى فرزندان خود گذاشتند، امّا همگى آنان به پاى حساب رسى الهى، و جـایـگـاه پـاداش و كـیـفر رانده مى شوند، آنگاه كه فرمان داورى و قضاوت نهایى صادر شود، پس تبهكاران زیان خواهند دید (3)بـه ایـن واقـعیّت ها عقل گواهى مى دهد هرگاه كه از اسارت هواى نفس نجات یافته، و از دنیاپرستى به سلامت بگذرد. (4)

اعتراض به خانه مجلّل یكى از دوستان

امام على علیه السّلام یكى از یاران خود علاء بن زیاد  را كه خانه مجلّلى در بصره داشت، نصیحت كرد و فرمود:

تو در قیامت به چنین خانه اى نیازمندترى .

با این خانه وسیع در دنیا چه مى كنى ؟ در حالى كه در آخرت به آن نیازمندترى .

آرى اگر بخواهى مى توانى با همین خانه به آخرت برسى ! در این خانه وسیع مهمانان را پذیرایى كنى، به خویشاوندان با نیكوكارى بپیوندى، و حقوقى كه بر گردن تو اسـت بـه صـاحـبـان حـق بـرسـانـى، پس آنگاه تو با همین خانه وسیع به آخرت نیز مى توانى پرداخت . (5)

 امام على علیه السّلام و اجاره نشینى

امـام عـلى عـلیـه السـّلام وقـتـى كـه مى خواست ازدواج كند، خانه مسكونى نداشت امّا نداشتن خانه مسكونى مانع از تشكیل زندگى نبود.

قـبـل از ازدواج بـا فـاطـمـه زهـرا سـلام الله عـلیـهـا اطـاقـى از مـنـزل حـارثـة بن نعمان اجاره كرد و عروسى حضرت امیرالمؤمنین على علیه السّلام در آن صـورت گـرفـت، تـا آنـكـه بـعـدهـا در كـنـار خـانـه رسول خدا صلى الله علیه و آله خانه اى براى خود ساخت .(6)

 



ادامه مطلب


نوشته شده در تاريخ پنجشنبه سوم مرداد 1387 توسط ســیـده فـــاطــمـــه بـــتـــول رضـــوی



       

        « مقالات دانشنامه جهان اسلام در پایگاه اینترنتی قرار گرفت»

دانشنامهجهان اسلام با داشتن بیش از 16 هزار مقاله طی 15 سال آینده منتشر می شود،در حال حاضر مقالات چاپ شده و آماده این دانشنامه از طریق پایگاه اینترنتی در دسترس قرار گرفته و موضوعاتی که در آینده منتشر شود نیز در این پایگاه معرفی شده است.

 پس از انقلاب اسلامی دو مؤسسه مرکز دایرة المعارف بزرگ اسلامی و بنیاد دایرةالمعارف اسلامی سعی کردند تا دایرة المعارف اسلامی را با هدف تدوین دایرةالمعارف تخصصی اول به زبان فارسی و سپس به زبانهای عربی و انگلیسی بنویسندو با بهره گیری از تجربیات استادان متخصص به آن اهتمام ورزند.

اینمجموعه 16 تا 17 هزار مقاله خواهد داشت که از حرف "ب" آغاز شده و اینک به حرف " ج" رسیده است و 3200 مقاله تا جلد 10 این دانشنامه منتشر شده است.یک چهارم از اقدامات لازم به منظور تدوین کامل دایرةالمعارف طی شده و 15سال دیگر یعنی در مجموع زمانی حدود 40 سال نسخه های بعدی چاپ و منتشرخواهد شد.

علاوه بر انتشار فیزیکی دانشنامه جهان اسلام، از طریق سایت الکترونیکی نیز این دانشنامه منتشر شده تا افرادی که به دانشنامه جهان اسلام دسترسی ندارندبتوانند از طریق پایگاه اینترنتی از آن بهره مند شوند.

آدرس پایگاه اینترنتی این دانشنامهwww.encyclopaediaislamica.comاست که در برگیرنده دانشنامه جهان اسلام می باشد. کاربر در صفحه اول میتواند با توجه به حروف و ذکر نام مقاله آن را جستجو و به راحتی به مقالات مورد نظر خود دست یابد. در این دانشنامه هم به علوم اسلامی و هم به علومی که در جهان اسلام رشد یافته مانند ریاضیات، نجوم و حتی موسیقی توجه شدهاست . از دیگر ویژگیهای این دانشنامه امکان ذخیره و پرینت بدون هیچمحدودیتی است .

مدخل فهرستها تا سال 1400 طی این پایگاه در اختیار بینندگان قرار می گیرد وآنها از موضوعات آینده نیز مطلع خواهند شد. مقالاتی را که می توان بر اساس موضوع در این دانشنامه مورد بررسی قرار داد؛ اسلام معاصر، جغرافیا، هنر،ادبیات و زبانشناسی، فرهنگ و تمدن، تاریخ اسلام، فلسفه و عرفان، الهیات وادیان، تاریخ علم، تاریخ، قرآن و حدیث و فقه و حقوق است. این در حالی استکه از طریق حروف الفبا نیز می توان به مقاله مورد نظر دسترسی پیدا کرد.

توضیح کوتاهی درباره هیئت امناء، اعضای هیأت علمی و مشاوران در دسترس قرار میگیرد که این معرفیها به سه زبان فارسی، انگلیسی و عربی است. اما مقالات اینک به زبان فارسی است و در آینده امکان ترجمه به زبان انگلیسی و عربی نیز وجود دارد.

دراین پایگاه اخبار علمی و فرهنگی داخلی نیز وجود دارد که فقط به دایرةالمعارفها و موضوعاتی که دینی و علوم انسانی هستند، می پردازد. در حال حاضر 9 جلد از دانشنامه در اینترنت وجود دارد و جلد دهم این دانشنامه تاچند وقت دیگر در دسترس قرار خواهد گرفت.  دانشنامه از جلد 11 به بعد ابتدادر پایگاه اینترنتی و سپس به صورت فیزیکی پس از طی 14 مرحله منتشر خواهدشد

                                                                                     منبع تبیان




نوشته شده در تاريخ چهارشنبه دوم مرداد 1387 توسط ســیـده فـــاطــمـــه بـــتـــول رضـــوی



 

                   

              ای  راحت جان گرمی بازار که بودی

 

              از دیده ی  من راه به دامان که بردی

 

               خشکیده  لب از آتش  دیدار که بودی

 

               از کوچه ی ما سرد و غریبانه گذشتی

 

               شرمنده ز روی که ،گنهکار که بودی

 

               سوی که  پریدی و  به بام که نشستی

 

               در گیر  چه  دامی  و گرفتار که بودی

 

               دل  در  گرو  مهر  گریزان  که  بستی

 

               نجوای  سحر در  رگ بیمار که بودی

 

              با  نرگس  بیدار  به  بالین  که   خفتی

 

              نبض  که  گرفتی و  پرستار که بودی

 

              از چاک  گریبان که  آویخته ای دوش

 

               ای  گوهر  اقبال  ، خریدار  که  بودی

 

              حرفی   نزدی  با  من  و  لب   نکردی

 

              آلوده  دهن  از  لب  میخوار که بودی

 

              می دوش کجا خوردی و ساغر به که دادی

 

              آسیمه سر از رخنه ی دیوار که بودی

 

              کج  خلق  کج اندیش شدی لعبت جانان

 

              بازیچه ی  دستان  فسونکار که بودی

 

              با  تار   وجود  که  شدی  مست  ترانه

 

              بی خود شده از زخمه ی گیتار که بودی

 

                نا  گفته  نماند به دلم جای خالیست

          

    پوشیده بماند  گل  بی  خار  که بودی




نوشته شده در تاريخ سه شنبه یکم مرداد 1387 توسط ســیـده فـــاطــمـــه بـــتـــول رضـــوی



سلام خوبین؟امیدوارم همیشه شادوخرم یاشیند.

این هم یه وبلاگ نا قابل برای شما عزیزان با نظرات خود حقیر را راهنمایی کنید.

 

 

                                                       با تشکر از تمامی دوستان وعزیزان.




نوشته شده در تاريخ سه شنبه یکم مرداد 1387 توسط ســیـده فـــاطــمـــه بـــتـــول رضـــوی



گذشتی  از  کنارم  رد پایت  ماند  و من ماندم

 

سخن گفتی به گوش من صدایت ماند ومن ماندم

 

به  جرم   عاشقی   آماج   رگبار   بلا   گشتم

 

دلی مجروح و محروم از دوایت ماند و من ماندم

 

حدیث عشق من  شد پاسخ  افسانه ی مجنون

 

به صحرای جنون در سرهوایت ماند و من ماندم

 

ز  دور با تو بودن، در خیال و خواب و بیداری

 

به جا افسانه ی جور و جفایت ماند و من ماندم

 

تو رفتی ، بی تو اما همچنان در کوچه باغ دل

 

طنین   آشنای  گامهایت  ماند  و   من  ماندم

 

تو رفتی  و  همای  بخت  پر زد  از  لب  بامم

 

به  دل  درد  بی   منتهایت  ماند  و من  ماندم

 

نبود گر چه  در سر جز هوای  عهد بشکستن

 

مجنونی  پای  در  بند  وفایت  ماند ومن ماندم

 

نه رودی و نه دریایی ، سرابی ماند و من ماندم

 

تنها از یار زیبایم ، دلی زخمی ماند و من ماندم

 

ز کوچ یار من ، گرد  و غباری  ماند و  من  ماندم

 

 سکوت دشت خالی از سواری  ماند وممن ماند

 

به امیدی  که  افتد  سایه ات  در  قاب  چشمانم

 

 نگاه  انتظارم  بسته  بر  در  ماند  و  من ماندم

 

چه شبهایی که با  یادت نخفتم  تا  سحر  گاهان

 

 دریغا  همچنان  شبهای  دگر  ماند و  من ماندم

 

چه  دشوار  است  بی تو  بودن،  بی تو ماند ن

 

 پریشانی  فزون  از  مرز باور ماند و من ماندم

 

دل  نا  برده  سودم  از  قمار عشق  و شیدایی

 

 تک و تنها دلی خون از فراقت ماند و من ماندم

 

ازهجرت  پای تا سر آب شد شمع شبهای من 

     

 گل  باغ  آرزویم  بی تو  پر پر ماند و م  ماندم

 

 




نوشته شده در تاريخ سه شنبه یکم مرداد 1387 توسط ســیـده فـــاطــمـــه بـــتـــول رضـــوی


درباره وبلاگ
آرشيو مطالب
آخرين مطالب
موضوعات
پيوند ها
پيوندهاي روزانه


. . .