تبليغاتX
دوستانه
دوستانه

آدم ها مثل کتاب هستند:

بعضي از آدمها جلد زركوب دارند. بعضي جلد ضخيم و بعضي جلد نازك.

بعضي از آدمها با كاغذ كاهي چاپ مي‌شوند و بعضي با كاغذ خارجي.

بعضي از آدمها ترجمه شده‌اند.

بعضي از آدمها تجديد چاپ مي‌شوند و بعضي از آدمها فتوكپي آدمهاي ديگرند.

بعضي از آدمها با حروف سياه چاپ مي‌شوند و بعضي از آدمها صفحات رنگي دارند.

بعضي از آدمها تيتر دارند. فهرست دارند و روي پيشاني بعضي از آدمها نوشته‌اند:

حق هرگونه استفاده

 ممنوع و محفوظ است.

بعضي از آدمها قيمت روي جلد دارند. بعضي از آدمها با چند درصد تخفيف به فروش

مي‌رسند و بعضي از

آدمها بعد از فروش پس گرفته نمي‌شوند.

بعضي از آدمها را بايد جلد گرفت، بعضي از آدمها را مي‌شود توي جيب گذاشت،

بعضي از آدمها را

مي‌توان در كيف مدرسه گذاشت.

بعضي از آدمها نمايشنامه‌اند و در چند پرده نوشته مي‌شوند. بعضي از آدمها فقط

جدول و سرگرمي

دارند و بعضي از آدمها معلومات عمومي هستند.

بعضي از آدمها خط خوردگي دارند و بعضي از آدمها غلط چاپي دارند.

از روي بعضي از آدمها بايد مشق نوشت و از روي بعضي از آدمها بايد جريمه نوشت.

بعضي از آدمها را بايد چند بار بخوانيم تا معني آنها را بفهميم و بعضي از آدمها را بايد

نخوانده دور

انداخت.

بعضي از آدمها مخصوص نوجوانان نوشته مي‌شوند و بعضي مخصوص بزرگسالان.

بعضي از آدمهايي كه مخصوص نوجوانان نوشته مي‌شوند خيلي كودكانه و سطحي

هستند.

                     ~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~

                            

           ~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~

کتاب ها مثل آدم ها هستند

بعضي از كتابها ساده لباس مي‌پوشند و بعضي لباسهاي عجيب و غريب و رنگارنگ

دارند.

بعضي از كتابها براي ما قصه مي‌گويند تا بخوابيم و بعضي قصه مي‌گويند تا بيدار

شويم.

بعضي از كتابها تنبل هستند. بعضي از كتابها زياد مي‌خوابند و هميشه خميازه

مي‌كشند.

بعضي از كتابها شاگرد اول مي‌شوند و جايزه مي‌گيرند. بعضي مردود مي‌شوند و

بعضي تجديد.

بعضي از كتابها تقلب مي‌كنند. بعضي از كتابها دزدي مي‌كنند.

بعضي از كتابها به پدر و مادر خود احترام مي‌گزارند و بعضي حتي اسمي هم از پدر

و مادر خود نمي‌برند.

بعضي از كتابها هر چه دارند از ديگران گرفته‌اند و بعضي از كتابها هر چه دارند به

ديگران مي‌بخشند.

بعضي از كتابها فقيرند و بعضي گدايي مي‌كنند.

بعضي از كتابها پر حرفند ولي حرفي براي گفتن ندارند و بعضي ساكت و آرامند ولي

يك عالم حرف گفتنی در دل دارند

بعضي از كتابها بيمارند، بعضي از كتابها تب دارند و هذيان مي‌گويند.

بعضي از كتابها را بايد به بيمارستان برد تا معالجه شوند و بعضي را بايد به

تيمارستان برد.

بعضي از كتابها كودكانه و لوس حرف مي‌زنند و بعضي از كتابها فقط غر مي‌زنند و

نصيحت مي‌كنند.

بعضي از كتابها دوقلو يا چند قلو هستند. بعضي از كتابها پيش از تولد مي‌ميرند. و

بعضي تا ابد زنده هستند

بعضي از كتابها سياه‌پوستند، بعضي سفيد پوست و بعضي زردپوست يا سرخ

پوست.

بعضي از كتابها به رنگ پوست خود افتخار مي‌كنند و رنگ ديگران را مسخره

مي‌كنند…




نوشته شده در تاريخ دوشنبه یازدهم آبان 1388 توسط ســیـده فـــاطــمـــه بـــتـــول رضـــوی


درباره وبلاگ
آرشيو مطالب
آخرين مطالب
موضوعات
پيوند ها
پيوندهاي روزانه


. . . .