" مرگ بر این سلطنت پهلوی"
" توپ، تانک، مسلسل دیگر اثر ندارد" "شاه بجز خودکشی راه دگر ندارد"
" ایستادن در صف نفت حالا دیگه حرام است" " لباس گرم بپوش که کار شاه تمام است"
" مردم! رفتن شاه یه حقه سیاسی است!" " گول نخورید نهضت ما اساسی است"
" نظام شاهنشاهی نابود باید گردد"
" زندگی مصرفی معادل بردگی است"
" نظام شاهنشاهی مظهر هر فسادیست"
" شاه باید برگردد" " اعدام باید گردد"
" مرگ بر این سلطنت پر فریب"
" مردم ما بیدارند، از سلطنت بیزارند"














جشنواره ی رویاها
در آفتابِ نگاه تو، صبورِ پیرِ بهارآوا
زمین شکفت و زمان گل کرد، به جشنواره ی رؤیاها
در آن هزاره ی خاموشی، کسی به عشق نمی تابید
دمید عطرِ نگاه دوست، و ناگهان تو شدی پیدا
عذابِ پوچی و دلتنگی، به سر رسید و بهار آمد
دلم هجومِ طراوت شد، جهان و جان همه شد زیبا
بهار؛ هدیه ی دستانت، به کوچه های خزان دیده
شکوفه؛ فرصت چشمانت، به باغ های پر از رؤیا
دلت نسیم بهاری بود، در آب و آینه جاری بود
چه عاشقانه گذر کردی به دشت های پُر از یلدا
تو رفته ای و سرودی نیست، بیا و باز شبی روشن
به خوابِ آینه ها گل کن، بخوان برای دلِ گُل ها
بهارِ پیرِ من ای بُرنا، بیا به زمزمه تا فردا
دوباره خوشه کند رؤیا، دوباره زنده شود دنیا...

